تبلیغات
غریب اشنا
غریب اشنا
ما میتوانیم پس هستیم

مدیر وبلاگ : غریب اشنا

نگاهی به معروف‌ترین كتاب‌ها درباره حضرت فاطمه (س)

پنجشنبه 7 خرداد 1388  ساعت: 12:12 ق.ظ

نگاهی به معروف‌ترین كتاب‌ها درباره حضرت فاطمه (س)  
حاج شیخ عباس قمی، سید محمد كاظم قزوینی، علی شریعتی، سید جعفر شهیدی، آیت الله مكارم، سیدمهدی شجاعی و شهید دستغیب تنها تعداد اندكی از انبوه نویسندگانی هستند كه درباره حضرت فاطمه زهرا (س) نوشته‌اند.  

 

برای خواندن ادامه مطلب به ادامه مطلب مراجعه كنید


ادامه مطلب


نوشته شده توسط:غریب اشنا

ویرایش:--

خداوند؛ اولین ستایشگر فاطمه

پنجشنبه 7 خرداد 1388  ساعت: 12:10 ق.ظ

خداوند؛ اولین ستایشگر فاطمه  
و دوباره خدا به فرشگانش گفت من شما را شاهد می‌گیرم که شیـعـیان و پـیـروان او را از آتـش دوزخ ایـمـن گـردانـدم  

برای خواندن مطلب به ادامه صفحه مراجعه كنید

شهادت دختر پیامبر همسر علی تسلیت


ادامه مطلب


نوشته شده توسط:غریب اشنا

ویرایش:--

دلیل نام گذاری اعداد انگلیسی

پنجشنبه 7 خرداد 1388  ساعت: 12:07 ق.ظ

1z4kaio.jpg
هر عدد به تعداد زاویه اش نام گذاری شده
مثلا عدد 1 یک زاویه دارد
عدد 2 دو زاویه دارد
عدد 3 سه زاویه و الا آخر
عدد صفر هم که زاویه ای ندارد


نوشته شده توسط:غریب اشنا

ویرایش:--

چرا قرآن گوشت خوک را حرام شمرده است؟

جمعه 1 خرداد 1388  ساعت: 09:51 ب.ظ

قرآن کریم، انواع غذاها را که برای جسم و روح انسان مفید بوده و ذائقه‌یاو را نیز ارضاء کرده حلال شمرده است، و از طرفی انسان را از خوردن غذاهای مضر و پلید نهی می‌کند.ممنوعیت از غذاهای غیربهداشتی و تنفرآمیز یکی ازخدمات ادیان الهی به بشریت است، زیرا در شرایطی که میکروب کشف نشده بود واثرات غذاهای پلید در بوجود آوردن بیماری‌ها روشن نبود، آنها را ممنوعاعلام کرده و این خدمت بزرگی در جهت سلامتی انسان‌ها می‌باشد.

 یکی ازحیوان‌هایی که مصرف گوشت آن در فهرست غذاهای حرام قرار گرفته است گوشت خوکمی‌باشد. در شریعت حضرت موسی علیه السلام هم حرمت گوشت خوک اعلام شده است، و دراناجیل، گناهکاران به خوک تشبیه شده اند، و در داستانها، مظهر شیطان، خوک معرفی شده است.

در قرآن کریم از «لحم خنزیر»گوشت خوک  یاد شده و آن را حرام اعلامکرده  است:«إِنَّمَا حَرَّمَعَلَیْکُمُ الْمَیْتَةَ وَالدَّمَ وَلَحْمَ الْخِنْزِیرِ وَ...»؛1 «(خدا)،تنها (خوردن) مردار و خون و گوشت خوک و آنچه را که (به هنگام سربریدن نامغیرخدا ) بران بانگ زده شده حرام کرده است.»که مضمون این آیه، در چهارسوره‌ی قرآن آمده است و علت تاکید قرآن بر این مطلب، همان اهمیت موضوع وخطرات جسمی و روحی مصرف گوشت خوک و نیز آلودگی جامعه‌ی بشری به آن است، بهطوری که هنوز در برخی کشورهای جهان به ویژه اروپا و آمریکا گوشت خوک جزءغذاهای رسمی آنها قرار دارد.

 

حکمت‌های حرام شمردن گوشت خوک:

 برخی صاحب نظراندر مورد حرمت گوشت خوک به برخی از حکمت‌های قرآن اشاره کرده‌اند که بعضیاز آن موارد را در اینجا می‌آوریم و برای آگاهی بیشتر از این موضوع منابعیرا جهت مطالعه معرفی می‌کنیم:

در مورد فلسفه‌ی حرمت گوشت خوک از دو جهت می‌توان سخن گفت:

الف. تأثیرات روحی و روانی گوشت خوک:

خوک حتی نزداروپائیان که از گوشت آن می‌خورند سمبل بی‌غیرتی است و حیوانی کثیف است. خوک در امور جنسی فوق العاده بی‌تفاوت و لا أبالی است و علاوه بر تأثیرغذا در روحیات که از نظر علمی ثابت شده است، تاثیر این غذا در خصوصلاأبالی گری در مسائل جنسی مشهود است.(2)

یکی از نویسندگان می‌نویسد: خوکغیرت ناموسی ندارد و جفت خود را در معرض خوک‌های نر دیگر قرار می‌دهد وحتی از این کار لذت هم می‌برد، که این صفات در گوشتش هم تاثیراتی دارد ازاین جهت اشخاصی که از آن تغذیه می‌کند همان صفات و اخلاق رذیله را پیدامی‌کنند.(3)

ب. ضررهای بهداشتی و بیماری‌هایی که توسط خوک به انسان منتقل می‌شود:

برخی بیماری‌ها هستند که از جمله عوامل ابتلای به آنها گوشت خوکاست و استفاده از گوشت خوک در ایجاد آنها موثر است:1. اسهال خونی؛2. یرقانعفونی؛3. انتامیب هیستولتیک، که انسان را به اسهال آمیبی مبتلامی‌نماید؛4. بیماری شبه باد سرخ که در انسان به صورت لکه‌های سرخ و دردناکتوأم با سوزش شدید روی دست‌ها ظاهر می‌شود؛5. تصلب مشرایین ـ دردهای مفصلیو مسمومیت‌ها و علت آن میزان زیاد چربی و اسیداوریک موجود در گوشت خوکمی‌باشد.(4) 6. خوک از خوردن چیزهای پلید حتی مدفوع خودش باکی ندارد لذامعده‌اش لانة اقسام میکروب‌هاست که به گوشت و خون و شیرش هم سرایتمی‌کند.(5)

اما برخی بیماری‌ها تنها علت آن، خوردن گوشت خوک است از جمله:

1. کرم کدوی خوک» که درعضلات و مغز خوک یافت می‌شود که انسان رادچارنارسائی‌هایی در دستگاه گوارش می‌کند.(6)

 2. «تری شینوز» این نیز کرمدیگری است که باعث خراشیدن و التهاب جداره امعاء و پیدایش جوش‌ها ودمل‌های پراکنده در تمام بدن و درد شدید عضلانی و سختی تنفس و ناتوانی درسخن گفتن و جویدن غذا و ... می‌شود که تا به حال درمانی برایش پیدا نشدهاست.(7)

3. استفاده از گوشت خوک، به علت ثقیل الهضم بودن معده را به زحمتمی‌اندازد.

ناگفته نماند که در کشورهای اسلامی در اثر مبارزه‌ی جدی اسلام،گوشت این حیوان مصرف نمی‌شود و لذا پیامدهای آن نیز کمتر به چشم می‌آید،اما در کشورهای غربی (اروپا، آمریکا) این ممنوعیت اعمال نمی‌شود ولی بااین حال بسیاری از مردم از مصرف آن دوری می‌گزینند؛ حتی در برخی از کشورهامثل برخی قسمت‌های روسیه در اثر شیوع بیماری‌های مربوط به گوشت خوک (کرمترکین یا ترشین) مصرف گوشت آن را ممنوع اعلام کرده‌اند(8 )و همچنین بیماریکرم کدوی خوک به صورت گسترده در جهان منتشر شده و در کشورهای اسلامی کهگوشت خوک مصرف نمی‌کنند به ندرت دیده می‌شود.

 

نتیجه:

حکمت تحریم گوشت خوک رامی‌توان پیشگیری از زیان مترتب بر گوشت خوک شمرد ولی این ضررهای بهداشتی واخلاقی فقط می‌تواند به عنوان فلسفه و حکمت این حکم مطرح شود ـ نه علتانحصاری آن ـ و هنوز باید منتظر کشفیات جدید علمی در این باره باشیم.(9) پسحرام‌ها و حلال‌های خداوند دارای مصلحت‌ها و حکمت‌هایی است که با پیشرفتعلوم بدان‌ها بیشتر پی می‌بریم. به عبارت دیگر قرآن به برخی نکات اشارهمی‌کند که علوم پزشکی و عقل آدمیان درصدر اسلام آنها را کشف نکرده بود کهنمونه‌ی آن همین تحریم گوشت خوک است که برخی از مضرات و حکمت‌های آن اشارهشد.

منابع جهت مطالعه بیشتر:

1. تفاسیر قرآن ذیل آیه‌های یاد شده از جملهنمونه، ج 1، ص 586.

2. پژوهشی در اعجاز علمی قرآن، دکتر محمدعلی رضاییاصفهانی.

3. طب در قرآن، دکتر عبدالحمید دیاب و دکتر احمد قرقوز.

4. اسلامپزشک بی‌دارو، احمد امین شیرازی.

5. آموزه‌های تندرستی در قرآن، حسن رضارضایی.

 

پی نوشت ها :

1 . بقره / 173، مائده / 3، انعام / 145، نحل / 115.

2 . تفسیرنمونه، ج 1، ص 586.

3 . فلسفة احکام، احمد اهتمام، ص 162، به نقل از پژوهشیدر اعجاز علمی قرآن، دکتر محمدعلی رضایی‌اصفهانی، ص 321، ج 2.

4 . طب درقرآن، دکتر عبدالحمید دیاب و دکتر قرقوز، ص 146 ـ 147.

5 . فلسفة احکام، ص161ـ 162.

6 . طب در قرآن.

7 . همان.

8 . پژوهشی در اعجاز علمی قرآن، ص 320،ج 2.

9 . همان، ص 325.



نوشته شده توسط:غریب اشنا

ویرایش:--

افسانه جومونگ دزدیده شده از تاریخ ایران باستان است

جمعه 1 خرداد 1388  ساعت: 09:36 ب.ظ

نویسنده وبلاگ «تلویزیون مجازی» در مطلبی آورده است: بدبختانه عدم شناخت نسل امروز نسبت به تاریخ باشکوه ایران باعث شده است که بسیاری از داشته‌های خویش را در دستان دیگران ببینیم و لذت هم ببریم!

سریال افسانه جومونگ (ساخته کشور کره جنوبی) در واقع بخشی از تاریخ ایران را ربوده است. آنها نام ارمنستان را لاک گرفته و بر آن سرزمین «بویو» گذارده‌اند فرمانروایی ایران را هم سلسله «هان» نامیده‌اند. در تاریخ سلسله (هان) سواره نظام زره‌پوش وجود ندارد این سواره نظام بنا بر همه اسناد تاریخی مربوط به ارتش پارت ایران بوده است.

یکی از افسران سپاه آهنین ایران در دوران اشکانی (۱۲۳/۱۲۴ تا ۸۸/۸۷ پیش از میلاد) در پایین عکس دیده می‌شود:

وقتی از درگیری دولت هان با یاغیان صحبت می‌شود و بدین خاطر، بویو دست به حمله به مناطق اطراف خود می‌زند، در واقع زمانی است که فرمانروایی ایران با یاغیان هوسپائوسینس (شورشگر تازی) و گوردی ین، آدیابن و اُسرائن در باختر و سکاییان در خاور مشغول جنگ است در ضمن مهمترین نکته آنکه گرفتن گروگان از خاندان نافرمان نسبت به فرمانروایی تنها در ایران باب بوده است مهرداد پادشاه اشکانی در ارمنستان (بخاطر آنکه بی طرفی کشورش را زیر پا گذارده و از رومیان حمایت نمود) وارد کارزار شده و آرتاواز شاه ارمنستان را فرمانبردار خویش نمود و تیگران پسر آرتاواز را به عنوان گروگان به پارت فرستاد. رویدادهای بعدی باعث مداخله دوباره ایران شد و ارتش پارت، تیگران را به عنوان شاه بر صندلی پادشاهی به جای آرتاواز قرار داد. کشور بی ریشه کره با استفاده از تمثیل‌های ایرانی برای خود تاریخ می‌سازد در سریال یانگوم نخستین رستم زاد (سزارین) را به یانگوم منتسب کردند و حال در دل تاریخ اشکانی ما برای سرزمین چوسان خود هویتی حماسی می‌سازند. باید با هزار درد افسوس گفت به خاطر عدم توجه رسانه‌های مسئول نسبت به هویت و تاریخ ملی ایران کشورهایی نظیر کره بجای ما، آنها را به نام خود نموده و در نهایت ما می‌مانیم و مشتی تاریخ غیر ایرانی!

به قول «ارد»، بزرگ اندیشمند و متفکر ایرانی: سرزمینی که اسطوره‌های خویش را فراموش کند به اسطورهای کشورهای دیگر دلخوش می‌کند فرزندان چنین دودمانی بی پناه و آسیب پذیرند.

برای شناخت بیشتر و بهتر تاریخی که کشور کره جنوبی به یغما برده است نظر شما را به بخش‌های از تاریخ دودمان اشکانیان و پارت‌های ایران جلب می‌کنم:
 

به مهرداد دوم پادشاه ایران زمین گفتند در کشورداری صبوری کنید اردوان پدر شما و همین طور فرهاد پدر بزرگتان خیلی زود کشته شدند. مهرداد گفت در حالی که هوسپائوسینس (شورشگر تازی) و گوردی ین، آدیابن و اُسرائن در باختر و سکاییان در خاور به جان مردم ایران افتاده و کشتار می‌کنند سکوت و نرمش به چه معناست. کشته شدن در این شرایط بسیار با ارزش تر از زندگی در خفت و ننگ است.

شجاعت پادشاه ایران مهرداد اشکانی گویای این سخن ارد بزرگ است که: برآزندگان و ترس از نیستی؟! آرمان آنها نیستی برای هستی میهن است.
مهرداد دستور داد ارتش ایران بازسازی شود استراتژی نظامی خاص اشکانیان، جنگ‌های نامنظم توسط کمانداران ورزیده بود که شالودهء ارتش اشکانی را تشکیل می‌دادند. گروه‌های سوارکار چالاک و کمانداران قابلی که می‌توانستند در حال سوارکاری، از هر سویی، هر هدفی را نشانه روند. علاوه بر این، تمرینات گروهی پیوسته آنها،در میدان نبرد، الگوهای نامنظم ولی هدفمندی از حرکت اسب‌ها را ایجاد می‌کرد، که به نحوه ای غیر قابل پیشبینی،به هر سمت و سویی می‌تاختند و به طور فردی یا گروهی شلیک می‌کردند. بخش دیگر سپاه مهرداد دوم سواره نظام زره‌پوش ایران که در باختر به آن سوارکاران شوالیه و در خاور به آنها سوارکاران آهنین می‌گفتند تشکیل می‌داد تمام بدن آنها و حتی بدن اسب‌هایشان پوشیده از آهن بوده و بدین شکل هر سپاهی را شکافته و به تسلیم وادار می‌نمودند.


فرمانروای ایران یاغی هان باختر و خاور را مطیع خویش نمود و با ووتی فغفور فرمانروای چین از سلسله هان (۱۴۱ تا ۷۸ پیش از میلاد) روابط سیاسی و بازرگانی برقرار نمود.
مهرداد دوم دوباره شکوه را به ایران بازگرداند …


نوشته شده توسط:غریب اشنا

ویرایش:--

جملات تاثیر گزار از آلبرت انیشتین

جمعه 1 خرداد 1388  ساعت: 06:06 ب.ظ

1. من در چنان تنهایی زندگی می کنم که در جوانی دردناک است، ولی در سالهای بلوغ فکری گوارا میشود.

 

۲

. تمامی دانش ما، در مقایسه با واقعیت، ابتدایی و کودکانه است. ولی با این حال با ارزش ترین دارایی ماست.
 

۳

. مردی که بتواند در حالی که دختر زیبایی را می بوسد با ایمنی رانندگی کند به بوسه اهمیتی را که سزاوار آن است نمی دهد.
 

۴

. اگر از من بپرسید میگویم که گناه در خلوت را به تظاهر به تقوا ترجیح می دهم.
 

۵

. هر چیزی را باید تا حد امکان ساده کرد، اما نه ساده تر از آن.
 

۶

. هیچگاه یک کنجکاوی مقدس را از دست ندهید.
 

۷. دوست دارم افکار خدا را بدانم، بقیه چیزها جزئیات اند.
 

۸

. همه ی ادیان، هنرها و علوم شاخه ی یک درخت هستند



نوشته شده توسط:غریب اشنا

ویرایش:--

جملات قصار .. واقعا زیبا

جمعه 1 خرداد 1388  ساعت: 05:58 ب.ظ


**زندگی مثل دوچرخه سواری می مونه ..واسه حفظ تعادلت همیشه باید در حركت باشی ....آلبرت انیشتین     

**جرج آلن: اگر كسی را دوست داری، به او بگو. زیرا قلبها معمولاً با كلماتی كه ناگفته می‌مانند، می‌شكنند

**میان انسان و شرافت رشته باریکی وجود دارد و اسم آن قول است . توماس براس

     **همه دوست دارند به بهشت بروند,اما كسی دوست ندارد بمیرد .بهشت رفتن جرأت مردن میخواهد.
     **شریف ترین دلها دلی است که اندیشه ی آزار کسان درآن نباشد.  زرتشت

**چارلی چاپلین: خوشبختی فاصله این بدبختی است تا بدبختی دیگر.

 **روزی روزگاری اهالی یه دهکده تصمیم گرفتند تا برای نزول باران دعا کنند, در روز موعود همه مردم برای مراسم دعا در محلی جمع شدند و تنها یك پسر بچه با خودش چتر آورده بود و این یعنی ایمان.

   **بدبختی تنها در باغچه ای که خودت کاشته ای می روید.

**وقتی كه زندگی برات خیلی سخت شد، یادت باشه كه دریای آروم، ناخدای قهرمان نمی‌سازه.

**ای صمیمى ای دوست
**گاه بیگاه لب پنجره‎ ‎خاطره ام  می آیی. ای قدیمی ای خوب
 **تو مرا یاد كنی یا نكنی، من به یادت هستم.
 **آرزویم همه‎‎سرسبزی توست.
 **دایم از خنده، لبانت لبریز
 **دامنت پر گل باد.
------------------------------------------------------------------------
 **برگ در انتهای زوال می افتد و میوه در انتهای کمال
**بنگر که تو چگونه می افتی
------------------------------------------------------------------------
  **آدم ها را از انچه درباره دیگران می گویند بهتر می توان شناخت تا از انچه درباره انها می گویند.
-----------------------------------------------------------------------
  **فریدریش نیچه : 'آشفتگی من از این نیست که تو به من دروغ گفته ای، از این آشفته ام که دیگر نمیتوانم تو را باور کنم.
--------------------------------------------------------------------------
 **چیزی را که دوست داری به دست آور وگر نه مجبوری  چیزی را که به دست می آوری دوست داشته باشی.
------------------------------------------------------------------------
 **از زندگی هرآنچه لیاقتش را داریم به ما میرسد نه آنچه آرزویش را داریم.
------------------------------------------------------------------------
 **شکسپیر: همیشه به کسی فکر کن که تو رو دوست دارد، نه کسی که تو دوستش داری **
-----------------------------------------------------------------------------
 **وقتی كبوتری شروع به معاشرت با كلاغها میكند پرهایش سفید میماند، ولی قلبش سیاه میشود....

 دوست داشتن كسی كه لایق دوست داشتن نیست اسراف محبت است- دكتر علی شریعتی **
-----------------------------------------------------------------------------
 **اگر میخواهید دشمنان خود را تنبیه کنید به دوستان خود محبت کنید. (کورش کبیر)
------------------------------------------------------------------------
 **نویسنده معروفی می گوید: زن مانند کروات است هم زیبایی به مرد می بخشد و هم گلویش را فشار می دهد.

 **چارلی چاپلین: وقتی زندگی 100 دلیل برای گریه كردن به تو نشان میده تو 1000 دلیل برای خندیدن به اون نشون بده

 --------------------------------------------------------------------------------------------------

 **موفق كسی است كه با آجرهایی كه بطرفش پرتاب می شود، یك بنای محكم بسازد.
--------------------------------------------------------------------------------------------------
 **تمدن جدید زن را كمی عاقلتر كرده است، اما به واسطه آزمندی مرد، بر رنج زن افزوده است.

  زن دیروز همسری خوشبخت بود اما زن امروز معشوقه ای بی نوا.

-------------------------------------------------------------------------------------------------

      **شکسپیر:عشق مثل آبه، می تونی تو دستات قایمش کنی ولی یه روز دستاتو باز می کنی می بینی همش

 چکیده بی اینکه بفهمی دستت پر ازخاطرست.

**زندگی مثل پیاز است كه هر برگش را ورق بزنی اشكتو در می یاره..
------------------------------------------------------------------------
   **پیچ جاده، آخر راه نیست مگر اینكه تو نپیچی.
------------------------------------------------------------------------
 **دكتر شریعتی: لحظه هارامیگذراندیم تابه خوشبختی برسیم غافل ازاینكه خوشبختی درآن لحظه هابودكه گذراندیم.

 **انیشتین: اگر انسان ها در طول عمر خویش میزان كاركرد مغزشان یك میلیونیوم معده شان بود اكنون كره زمین تعریف دیگری داشت.

  **تا چیزی از دست ندهی چیز دیگری بدست نخواهی آورد این یک هنجارهمیشگی است.

 اُرد بزرگ

 ** نصیحت حضرت مولانا :گشاده دست باش جاری باش کمک کن (مثل رود)
      باشفقت و مهربان باش (مثل خورشید)اگر کسی اشتباه کرد آن را بپوشان (مثل شب)

وقتی عصبانی شدی خاموش باش (مثل مرگ)متواضع باش و کبر نداشته باش (مثل خاک)

بخشش و عفو داشته باش (مثل دریا)اگر می خواهی دیگران خوب باشند خودت خوب باش (مثل آیینه)

 **چهار چیز است که قابل بازیابی نیست سنگ پس از پرتاب شدن، سخن پس
      از گفته شدن، فرصت پس از از دست رفتن، و زمان پس از سپری شدن.

**اختلاف زن و مرد در این است كه مردان همیشه آینده را می نگرنند وزنان گذشته را بخاطر می آورند..

- زن مخلوقی است كه عمیق تر میبیند و مرد مخلوقی است كه دورتر را میبیند.

عالم برای مرد یك قلب است و قلب برای زن عالمی است.

      **عجب معلم بدی است این طبیعت که اول امتحان میگیرد بعد درس میدهد.

**زندگی تاس خوب آوردن نیست، تاس بد را خوب بازی کردنه
 
 



نوشته شده توسط:غریب اشنا

ویرایش:--

حق همیشه گرفتی است

جمعه 1 خرداد 1388  ساعت: 05:53 ب.ظ



نوشته شده توسط:غریب اشنا

ویرایش:--

شیخ ما (حافظ) و دین بهی

جمعه 1 خرداد 1388  ساعت: 05:43 ب.ظ

 

    hafez آیا حافظ در پایان عمر پیرو آئین مهر و اوستا شده بود ! محمد گلندام كه از شاگردان و مریدان حافظ شیراز بوده است و تمامی غزلیات وی را او جمع آوری کرده و نشر داده است ، درمقدمه غزلیات ، از حافظ بعنوان شهیدی یاد می كند كه در پی فتوای فقها به قتل رسیده است!  دركتاب عرفات العاشقین ، نوشته امیرتقی الدین اوحدی ، می خوانیم كه آنگاه كه ماموران حكومت در پی فتوای فقها و حكم قوه قضاییه به خانه رند شیراز حمله نمودند تا وی را بازداشت نموده ، بقتل برسانند، بانوان خانه حافظ ، تمامی آثار و نوشته‌های وی را درچاه ریختند تا بدست ماموران نیفتد. 

      شمس الدین محمدحافظ شیرازی كه دركودكی قرآن را حفظ نموده بود لقب حافظ را مثل دهها شخص دوران خود بدست آورد! حفظ تمامی قرآن عادتی شده بود كه كودكان در 8-10 ویا 12 سالگی آنرا وظیفه می ‌دانستند و در این سن وسال تمامی قرآن را از برمیخواندند و به دیگران آموزش میدادند. شمس‌الدین محمد در كودكی همراه با فراگیری علم و دانش و آموزش قرآن ، دریك نانوایی نیز كار می كرد وبه كار خمیرگیری مشغول بود.

       حافظ از همان نوجوانی بعنوان «رند شیراز» مشهور شد واین بخاطر زیركی و ذكاوت وی بود، از سویی حافظ ساكن محله شیادان شیراز بود كه تقریبا مركز شهر آن زمان محسوب میشد و بچه‌های آن محله بسیار زیرك و رند و باهوش بودند. «رند» درلغت بمعنای زیرك ، هوشیار، آگاه به اسرار پنهان و واقف به علوم بسیار می‌باشد و نیز به كسی گفته و میگویند كه درونش پاك تر وپرهیزگارترازظاهرش باشد .             چنانچه برخی از مورخین نوشته‌اند و از غزلیات حافظ برداشت میشود حافظ در نوجوانی عاشق دختری بنام « شاخه نبات» می شود كه دختر پیشنماز محل بوده است و در همین هنگامه عاشقی ، ذوق و شوق حافظ به غزل سرایی رشد می‌كند ولی شوربختانه ملای محل دختر خود را عروس می‌‌كند و شمس‌الدین محمد درعشق نوجوانی خود شكست می‌خورد.

        از سویی دیگر استقبال مردم و خردمندان از غزلیات زیبای حافظ در سراسر جهان پارسی زبان آن دوران از هند تا ایران و عراق موجب بروز حسادت ملاها و فقها علیه حافظ می شود و آنان را به جایی می‌كشاند تا از هربیت و غزل او سندی بیابند برای محكوم كردن و تكفیر «رند شیراز».
سلطان احمد جلایر ، حاكم بغدادكه با غزلیات « رند شیراز» آشنا شده بود از وی دعوت می‌كند تا به دربار او رفته و شب شعری برگزار كند . حافظ كه برخلاف سعدی اهل سفر و راه دراز نبود از شاه بغداد پوزش می‌خواهد و دعوت را رد می‌كند:

شاها
جلوه حسن تو دل می‌برد ازشاه و گدا
چشم بد دور كه هم جانی و هم جانانی
گرچه دوریم ، بیاد تو قدح می گیریم
بعد منزل  نبود در سفر روحانی


        محمود شاه پنجمین پادشاه بهمنی دكن هند نیز هزینه سفری برای رند شیراز میفرستد و از وی برای شب شعری درهند ، دعوت میكند. شمس الدین محمد ، هند را به بغداد ترجیح داده و كفش و كلاه می‌كند تا به هند برود. اما تا از بندر هرمز به كشتی می نشیند با طوفانی شدن دریا مواجه گشته و از سفر به هند پشیمان می‌شود . «رند شیراز» غزلی را بعنوان سپاسگزاری و پوزش خواهی برای محمودشاه به هند می‌فرستد:

 

دمی با غم بسربردن جهان یكسر نمی‌ارزد
به می بفروش دلق ما كزین بهتر نمی‌ارزد
شكوه تاج سلطانی و بیم جان درو درج است
كلاهی دلكش است اما به درد سر نمی‌ارزد
بس آسان مینمود اول غم دریا ببوی سود
غلط گفتم که هر موجش به صد گوهر نمی ارزد


     هرچه نفوذ كلامی حافظ در جهان آن دوران بالاتر میرفت حسادت فقها نسبت به این رند شیراز نیز بیشتر میشد.


حسد چه می بری ای سست نظم بر حافظ ؟
قبول خاطر و لطف سخن خدا دادست


       از سوی دیگر حافظ نیز بیش از پیش به نادانی ، تزویر و بی‌پایه بودن افكار فقها پی می‌برد وكم كم از آنها و اندیشه‌های آنها جدا می شد و در غزلیات خود به افشای آنها می پرداخت:

 

دور شو از برم ای واعظ و بیهوده مگوی
من نه آنم كه دگرگوش به تزویر كنم
حافظا می خور و رندی كن و خوش باش ولی
دام تزویر مكن چون دگران قرآن را


         همانطور كه آرام آرام شمس‌الدین محمد « رند شیراز» از افكار و عقاید فقها و ملایان دوران خودجدا و دور میشود، بسوی یك اندیشه جایگزین نیز نزدیك میشود  و در سروده‌های خود اعتراف میكند كه در ابتدا از حقایق آگاه نبوده تا اینكه در پی آشنایی با اندیشه‌هایی دیگر در معنی بر او گشوده شده است:

 

اول از تحت وفوق وجودم خبر نبود
درمكتب غم تو چنین نكته دان شدم
آن روز بر دلم درمعنی گشوده شد
كز ساكنان درگه «پیر مغان» شدم
از آن زمان كه فتنه چشمت بمن رسید
ایمن ز شر فتنه آخر زمان شدم


در پی توطئه‌های ملایان، بارها و بارها حافظ از شیراز رانده شد و او را تبعید نمودند.


 

گر از این منزل غربت به سوی خانه روم
دگر آنجا كه روم عاقل و فرزانه روم!


اما پس از بازگشت از تبعید. باز اعترافات رند شیراز در غزلهای وی متبلور میشود.

 

گرمسلمانی از این است كه حافظ دارد
وای اگر از پس امروز بود فردایی

 

         « مغ» در لغت به انسان اوستایی و یا پیشوای آئین اوستا گفته و میگویند و « پیرمغان» به زرتشت نخستین و یا بزرگترین پیشوای آئین اوستا اطلاق میشود. حافظ در هنگامه پایانی عمر خود بسیار به این مسئله كشیده میشود و درغزلیات بسیاری وفاداری خودرا به پیرمغان و «آئین مهر » اعلام می كند:


جام می گیرم و از اهل ریا دور شوم
یعنی از اهل جهان پاك دلی بگزینم
بر دلم گرد ستمهاست خدایا مپسند
كه مكدر شود آئینه « مهر آئینم»


     در این ابیات صریحا رند شیراز اعتراف میكندكه آئین و دین او «میترایی» كه همان « آئین مهر» است.
و اما اسناد میترایی و مهری بودن شمس‌الدین محمد شیرازی و پیرو « آئین اوستا» (پیرمغان) بودن وی در لابلای غزلیات او با صراحتی ویژه بچشم می‌خورد:


بنده پیرخراباتم كه لطفش دائم است
ورنه لطف شیخ و زاهد گاه هست  و گاه نیست

 

چل سال پیش رفت كه من لاف می زنم
كز چاكران « پیرمغان» كمترین منم

 

من كه گوشه میخانه خانقاه من است
دعای « پیرمغان» ورد صبحگاه من است

 

حافظ جناب « پیرمغان» جای دولتست
من ترك خاكبوسی این در نمی كنم

 

گر مدد خواستم از « پیرمغان» عیب مكن
شیخ ما گفت كه درصومعه همت نبود

 

مرید «پیر مغانم» زمن مرنج ای شیخ
چراكه وعده تو كردی و او بجا آورد

 

و درجایی دیگر با صراحت می‌گوید كه درخرابات مغان نورخدا می بیند:


در خرابات مغان نور خدا می‌بینم
این عجب بین كه چه از نوری وكجا می‌بینم



نوشته شده توسط:غریب اشنا

ویرایش:--

رفت چه خوش رفت

سه شنبه 29 اردیبهشت 1388  ساعت: 10:41 ق.ظ

بسم الله الرحمن الرحیم   با کمال تاسف و تاثر ارتحال فقیه عالیقدر مرجع بزرگوار حضرت آیت الله آقای حاج شیخ محمد تقی بهجت قدس سرّه را به پیشگاه اقدس حضرت بقیت الله مولانا المهدی ارواح العالمین له الفداء، عموم شیعیان، بیت شریف و آقازادگان معظّم، تسلیت عرض می‌نمایم.

وقتی دیدمش خیلی به دلم نشست خیلی طوری كه مرجع تقلیدمو عوض كردم و ایشون رو انتخاب كردم

به مامانم گفتم اقای بهجت اینقده ماه بود خیلی نورانی

نامه نوشتم بهش جوابمو داد

تا چند لحظه دیگه میسپرنش به خاك

خوش به حالش  چه خوش رفت

اینم مژده ظهور اقا  كه از اقای بهجت نقل شده از سایت رسمی تبیان

http://www.tebyan.net/index.aspx?pid=76777



نوشته شده توسط:غریب اشنا

ویرایش:سه شنبه 29 اردیبهشت 138810:56 ق.ظ

دنبالک ها: مژده ظهور ،

فلسفه نام ماه ها در ایران

جمعه 25 اردیبهشت 1388  ساعت: 02:29 ب.ظ

ایرانیان برای هر پدیده سودمندی جشن (یعنی نیایش همگانی) برگزار می‌كرده‌اند. از این پدیده‌ها می‌توان رویدادهای طبیعی را نام برد. زمین در گذر خود به گرد خورشید از مداری بیضی شكل می‌گذرد. هرگاه خورشید در هر یك از دو مركز این بیضی باشد (زمین در دو سر قطر بزرگ جای داشته باشد)، درازای روز و شب برابر می‌شوند كه نقطه‌های اعتدال بهاره و پاییزه نامیده شده‌اند.


با گذر از نقطه اعتدال و رسیدن زمین به دو سر قطر كوچك بیضی طول روز یا شب كم‌كم به بلندترین اندازه خود می‌رسد كه به ترتیب نقطه‌های انقلاب تابستانه و زمستانه نام دارند. از سوی دیگر هم زمان با گردش زمین زاویه تابش خورشید به بخش‌های گوناگون زمین نیز دگرگون شده، گرمای آنجا را كم یا زیاد می‌كند. بدین گونه سال خورشیدی، فصل‌، ماه و دیگر پدیده‌های مربوط به گاه شماری پدید می‌آید. در دو نقطه اعتدال بهاره وپاییزه همچنین در نقطه‌های انقلاب تابستانه و زمستانه به ترتیب جشن‌های نوروز، مهرگان، تیرگان و دیگان (یلدا) برگزار می‌شده است.


در گاه شمار ایرانی سال دوازده ماه سی‌ روزه دارد كه هر روز را به نامی می‌خوانده‌اند. هر روز كه نام آن با نام ماه یكی می‌شده، آن روز را جشن‌ می‌گرفته‌اند. آیین برگزاری این جشن‌ها نیز با نام آن هماهنگ بوده است. در همه این جشن‌ها نخست با نیایش همگانی از خداوند سپاسگزاری ‌كرده، پیمان می‌بسته‌اند كه به خشنودی اهورامزدا برای نوكردن جهان همه كردارشان را بنابر هنجار هستی انجام دهند و خرد خود را با منش نیك همگام سازند. سپس به شادی برخاسته، داد و دهش (هدیه دادن و پذیرایی) می‌كرده‌اند.


یكی از بزرگترین جشن‌های ایرانی نوروز است. در باور ایرانیان جهان در شش مرحله آفریده شده است: آسمان، زمین، آب، گیاه، جانور، و انسان. بنابر این باور انسان در پنج روز آخر سال آفریده شده، در نوروز از فروردین (= فْرَوَهْر = راهنمای اهورایی) برخوردار در نتیجه نو و تازه می‌ شود. بنابر این ایرانیان در پایان اسفند پیرامون خود را پاكسازی می‌كرده‌اند. آنگاه در پنج روز مانده‌ی آخر سال كه به نام پنجو، پنجه شناخته می‌شده با سرودن یكی از پنج بخش گاتها می‌كوشیده‌اند كه درونشان را پاكسازی كنند، تا آماده دگرگونی نوروزی شوند. خانه تكانی پیش از نوروز یادگار این آیین است. سپس به جشن (= نیایش همگانی) می پرداخته‌اند تا از خداوند برای چنین آفرینش و هدایتی سپاسگزاری كنند.


انسان در خانواده ساخته و در اجتماع پرورده می‌شود. سپس می‌تواند با پرورش شش جلوه‌ی خداوند در خودش به او نزدیك شود. از دیدگاه دستور زبان، بهمن، اردیبهشت و شهریور به صورت خنثی یا مذكر و اسفند، خرداد و امرداد نیز سه جلوه‌ای هستند كه به صورت مونث بكار برده شده‌اند. این شش صفت در فرهنگ التقاطی ساسانیان با نام اَمْشاسپندان (به معنی بی‌مرگان افزاینده، پاكان و مقدسان جاودان) دچار شخصیت فرشته‌ای شدند.


در اسطوره‌های ساسانی تخم‌مرغ، شیر و شیر برنج نماد بهمن؛ آتش نماد اردیبهشت؛ فلز نماد شهریور زمین نماد اسفند؛ آب نماد خرداد؛ گیاه سبز و خوراكیهای گیاهی نماد امرداد هستند. انسانی كه این شش پرتو را در خود پرورده باشد، روحش چون آیینه روشنایی خداوند را باز می‌تاباند، بنابراین كتاب آسمانی گاتها و آیینه نیز بایستی نماد اهورایی شدن انسان باشد. در همه جشن‌ها از جمله پنج روز پنجه، سفره‌ای گسترده و نیایش‌ها در كنار آن انجام می‌شود. این هفت عنصر در همه سفره‌هایی كه برای آیین‌های دینی (جشن‌ها) گسترده می‌شوند، وجود دارد و سفره هفت‌سین یادگار آن است. معنی نام‌ها این نكته را بهتر نشان می‌دهد ...

برای دیدن ادامه عكس ها با كیفیت واقعی روی این عكس كلیك كنید


فروردین (ماه فروهر‌ها) :


فروردین نام نخستین ماه فصل بها ر و روز نوزدهم هر ماه در گاه شماری اعتدالی خورشیدی است.

در گاه شمار ایرانی سال با لحظه گذر زمین از نقطه اعتدال بهاره كه درازای روز با شب برابر است، آغاز می‌شود در اسطوره‌های ایرانی پنج روز پیش و پنج روز پس از نوروز فروهر‌ها به زمین می‌آیند تا روان انسان را تازه كنند. همان گونه كه جهان خموده از زمستان به حركتی تا بلندای رسیدن در می‌آید.


در اوستا و پارسی باستان فرورتینام، در پهلوی فرورتین و در فارسی فروردین گفته شده كه به معنای فروردهای پاكان و فروهرهای ایرانیان است.


واژه ی فروهر (فرورد، فرورتی و فروشی به معنی راهنما) نام ذره‌ای از ذات خداوندی است كه برای راهنمایی باشندگان به سوی خداوند درون آنها نهاده شده است. روان راستكاران با فروهرشان یكی می‌شود. به سخنی دیگر انسان قطره‌ای كوچك از دریای خداوند است كه پس از پالایش دریایی می‌شود به كوچكی یك قطره.


در جشن فروردینگان (نوزدهم فروردین) ایرانیان به آرامگاه‌ها رفته از خداوند برای چنین بخششی سپاسگزاری، برای درگذشتگان درخواست شادی روان و برای خود آرزوی راستكاری می‌كرده‌اند.


بنا به عقیده پیشینیان، ده روز پیش از آغاز هر سال، فروهر در گذشتگان كه با روان و وجدان از تن جدا گشته، برای سركشی خان و مان دیرین خود فرود می آیند و ده شبانه روز روی زمین به سر می برند. به مناسبت فرود آمدن فروهرهای نیكان، هنگام نوروز را جشن فروردین خوانده اند. فروهران در ده روز آخر سال بر زمین هستند و بامداد نوروز پیش از بر آمدن آفتاب، به دنیای دیگر می روند.


اردیبهشت (اشا وهیشتا = بهترین هنجار، راه و قانون) :


اردیبهشت نام دومین ماه سال و روز دوم هر ماه در گاه شماری اعتدالی خورشیدی است.
طبیعت ایران در این هنگام بهترین و زیبا‌ترین حالت خود را داشته، از بهترین هنجار برخوردار است همانگونه كه به هنجارترین چیزها زیباترین چیزهاست.گاتها آموزش می‌دهد كه خداوند هنجاری به نام اشا بر جهان استواركرده‌ است. پیامد شناخت این هنجار دانش نام دارد؛ دانشی كه انسان را توانا و پیروز می‌كند، ولی خرسندی زمانی به دست می‌آید كه انسان همراه با اشا از بهمن نیز برخوردار باشد.


در اوستا اشاوهیشتا و در پهلوی اشاوهیشت و در فارسی اردیبهشت گفته شده كه كلمه ای است مركب از دو جزء: جزء اول اشا از جمله لغاتی است كه معنی آن بسیار منبسط است، راستی و درستی، تقدس، قانون و آئین ایزدی، پاكی ... و بسیار هم در اوستا به كار برده شده است. جزء دیگر این كلمه كه واژه وهیشت باشد. صفت عالی است به معنای بهترین، بهشت فارسی به معنی فردوس از همین كلمه است. در مجموع این كلمه به بهترین راستی و درستی است.


در عالم روحانی نماینده صفت راستی و پاكی و تقدس اهورامزداست و در عالم مادی نگهبانی كلیه آتش های روی زمین به او سپرده شده است.

در معنی تركیب لغت اردیبهشت مانند بهشت هم آمده است.


خرداد (رسایی و كمال) :


خرداد نام سومین ماه سال و روز ششم در گاه شمار اعتدالی خورشیدی است.بنابر چرخه‌های بلند مدت آب و هواشناختی ایران در این ماه از سال سیلاب‌های بهاری فرو نشسته‌ و كم آبی‌های تابستانی هنوز فرا نرسیده است؛ بنابراین منابع طبیعی آب در بهترین حالت خود هستند. بچه‌های جانوران دوره حساس نوزادی را پشت سر گذاشته و شكوفه‌ها میوه شده‌اند.


در اوستا و پارسی باستان هئوروتات، در پهلوی خردات و در فارسی خورداد یا خرداد گفته شده كه كلمه ای است مركب از دو جزء: جزء هئوروه كه صفت است به معنای رسا، همه، درست، و كامل؛ دوم تات كه پسوند است برای اسم مونث، بنابراین هئوروتات به معنای كمال و رسایی است. ایزدان تیرو باد و فروردین از همكاران خرداد می باشند. خرداد نماینده رسایی و كمال اهورامزداست و در گیتی به نگهبانی آب گماشته شده است.در اسطوره‌های ایرانی نگهداری از آب ها و زندگان، در برابر دیو تشنگی به این امشاسپند سپرده شده است.


تیر (ایزد باران، ستاره تیشتر، شعرای یمانی) :


تیر نام چهارمین ماه سال و روز سیزدهم هر ماه گاه شماری اعتدالی خورشیدی است.
در چرخه‌های بلند مدت هواشناسی ایران بیشترین تبخیر و كمترین بارش در این ماه روی می‌دهد، ولی به هر روی نم بارانی می ‌بارد. از سوی دیگر ستاره تیر در این هنگام طلوع می‌كند كه ستاره شناسان ایران باستان آن را قرین باران می‌دانستند.در اوستا تیشریه، در پهلوی تیشتر و در فارسی صورت تغییر یافته آن یعنی تیر گفته شده كه یكی از ایزدان است و به ستاره شعرای یمانی اطلاق می شود.

فرشته مزبور نگهبان باران است و به كوشش او زمین پاك، از باران بهره مند می شود و كشتزارها سیراب می گردد. تیشتر را در زبانهای اروپایی سیریوس خوانده اند.هر گاه تیشتر از آسمان سر بزند و بدرخشد مژده ریزش باران می دهد. این كلمه را نباید با واژه عربی به معنی سهم اشتباه كرد.

در این اسطوره ی ایرانی دیو اَپَ ‌ئوشه آب‌ها را بخار و در آسمان زندانی می‌كند. ایزد تیر پس از كشمكش‌های بسیار این دیو را شكست می‌دهد.

 بدین گونه آبها آزاد شده، باران می‌بارد.

در تاریخ اسطوره‌ای ایران چندین جنگ بزرگ به دلیل بارش باران در این ماه به آشتی انجامید. از رویدادهای اسطوره‌ای این ماه پرتاب تیر بوسیله آرش است كه برای مشخص كردن مرز ایران و توران و پایان جنگی درازمدت انجام شد. از آنجا كه آرش راستكار و ایرانیان خداپرستانی بر حق بودند، ایزد باد تیر آرش را تا كرانه جیحون برده، همراه با آن سختی و غم را از دل و جان ایرانیان دور می‌سازد. در جشن تیرگان (دهم تیر ماه) كه برابر با انقلاب تابستانه است، مردم پس از سپاسگزاری از خداوند و آرزوی افزایش بارش با شادی به یكدیگر آب می‌پاشیده‌اند كه نمادی از باران است.

 همچنین در این روز هفت رشته رنگین را به هم تابیده نخ هفت رنگی (نماد هفت رنگ یا نو‎ع درد و رنج) به نام تیرو (به یاد تیر آرش) درست كرده، دور مچ دست چپ خود گره می زده‌اند. سپس در روز باد بر سر یك بلندی این تیرو را به باد می‌سپرده‌اند تا همچون تیر آرش سختی و رنج را از ایشان دور كند.


امرداد (بی‌مرگی و جاودانگی) :

امرداد نام پنجمین ماه سال و روز هفتم هر ماه در گاه شماری اعتدالی خورشیدی است.
در اوستا امرتات، در پهلوی امرداد و در فارسی امرداد گفته شده كه كلمه ای است مركب از سه جزء:


اول ا ادات نفی به معنی نه، دوم مرتا به معنی مردنی، نیست و نابود شدنی و سوم تات كه پسوند و دال بر مونث است. بنابر این امرداد یعنی بی مرگی و آسیب ندیدنی یا جاودانی. پس واژه مرداد به غلط استعمال می شود؛ و گویش اشتباه مرداد به معنی مرگ و نابودی به دو دلیل ناپسند است. نخست آنكه امرداد از نام‌ها و جلوه‌های خداوند و اشتباه در گفتن آنها بسیار ناپسندیده است. دو دیگر آنكه مرگ و نابودی نام زیبایی نیست و با فرهنگ پیشبرنده ایرانی هم‌خوانی ندارد.


در ادبیات مزدیسنا امرداد یكی از امشاسپندان است كه نگهبانی نباتات با اوست. در مزدیسنا شخص باید به صفات مشخصه پنج امشاسپند دیگر كه عبارتند از :

نیك اندیشی، صلح و سازش، راستی و درستی، فروتنی و محبت به همنوع، تامین اسایش و امنیت بشر مجهز باشد تا به كمال مطلوب همه كه از خصایص امرداد است نایل گردد.
در فرهنگ ایرانیان گیاه و سبزی، نماد بی‌مرگی بوده است. زیرا گیاهان عمری بسیار دراز دارند و هرسال دوباره تازه و شاداب جوانه می‌زنند. از سوی دیگر گیاه با تامین هوای پاك و خوراك به دیگر زندگان، زندگی می‌بخشد. در این هنگام از سال گیاهان در بهترین وضعیت رشد سبزینه‌ای خود هستند.


شهریور (شهریاری نیك و برگزیدنی، سلطه و قدرت نیك) :


شهریور نام ششمین ماه سال و روز چهارم هر ما در گاه شماری اعتدالی خورشیدی است.
در اوستا خشتروئیریه، در پهلوی شتریور و در فارسی شهریور می دانند. كلمه ای است مركب از دو جزء: خشتر كه در اوستا و پارسی باستان و سانسكریت به معنی كشور و پادشاهی است و جزء دوم صفت است از ور به معنی برتری دادن وئیریه یعنی برگزیده و آرزو شده و جمعا یعنی كشور منتخب یا پادشاهی برگزیده. این تركیب بارها در اوستا به معنی بهشت یا كشور آسمانی اهورامزدا آمده است.


خداوند تنها شهریار دو جهان است. اگر انسان آن گونه كه شایسته است پرورش یابد، بر همه چیز شهریار بوده، نمی‌گذارد چیزی بر او سلطه داشته باشد. در گاتها نیز رابطه‌ی انسان با خدا رابطه‌ی دلداده و دلدار یا استاد و شاگرد است.


شهریور در جهان روحانی نماینده پادشاهی ایزدی و فر و اقتدار خداوندی است و در جهان مادی پاسبان فلزات. چون نگهبانی فلزات با اوست، او را دستگیر فقرا و ایزد رحم و مروت خوانده اند. روایت شده است شهریور آزرده و دلتنگ می شود از كسی كه سیم و زر را بد به كار اندازد یا بگذارد كه زنگ بزند.


مهر (پیوستن با مهربانی) :


نگهبانی ماه هفتم و روز شانزدهم هر ماه را به عهده ایزد مهر است.
زمین در این هنگام از نقطه اعتدال پاییزه می‌گذرد بنابراین درازای روز با شب برابر می‌شود. گرمای خورشید نه چون تابستان بسیار است و نه چون زمستان اندك. حیوانات و حشرات نیز در این ماه جفت‌گیری می‌كنند. در اسطوره‌های ایرانی گرما و نور خورشید را ایزد مهر می دانستند.
در سانسكریت میترا، در اوستا و پارسی میثر، و در پهلوی میتر، و در فارسی مهر گفته می شود، كه از ریشه سانسكریت آمده به معنی پیوستن.


اغلب خاورشناسان معنی اصلی مهر را واسطه و میانجی ذكر كرده اند. مهر واسطه است میان آفریدگار و آفریدگان. میثره در سانسكریت به معنی دوستی و پروردگار و روشنایی و فروغ است و در اوستا فرشته روشنایی و پاسبان راستی و پیمان است. مهر، ایزد هماره بیدار و نیرومند است و برای یاری كردن راستگویان و بر انداختن دروغگویان و پیمان شكنان در تكاپوست. مهر از برای محافظت عهد وپیمان و میثاق مردم گماشته شده است.


از این رو فرشته فروغ و روشنایی نیز هست كه هیچ چیز از او پوشیده نمی ماند. برای آنكه از عهده نگهبانی برآید اهورامزدا به او هزار گوش و ده هزار چشم داده است. مقام مهر در بالای كوه هرااست، آنجایی كه نه روز است و نه شب ، نه گرم است و نه سرد، نه ناخوشی و نه كثافت. مهر از آنجا بر ممالك آریایی نگران است. این آرامگاه، خود به پهنای كره زمین است یعنی مهر در همه جا حاضر است و با شنیدن آوای ستمدیدگان آگاه گشته به یاری آنان می شتابد.


آیین مهر در دین مسیح نیز مشهود است. ایزد مهر در اصل به جز ایزد خورشید بوده است اما بعدها آن دو را یكی دانسته اند. مورخان یونانی مهر را به نام میترس یاد كرده اند و ذكر كرده اند كه ایرانیان خورشید را به اسم میترس می ستایند. از این خبر پیداست كه در یك قرن پیش از میلاد مسیح، آن دو با یكدیگر خلط شده اند.ایرانیان مهرپرور و عدالت خواه، جشن مهرگان را نوروز خاصه می‌نامیده‌اند.


آبان (آب‌ها) :


در اوستا آپ در پارسی باستان آپی و در فارسی آب گفته می شود.در اوستا بارها آپ به معنی فرشته نگهبان آب استعمال شده و همه جا به صیغه جمع آمده است.


نام ماه هشتم از سال خورشیدی و نام روز دهم از هر ماه را، آبان می دانند. ایزد آبان موكل بر آهن است و تدبیر امور و مصالح ماه به او تعلق دارد. به سبب آن كه زو كه یكی از پادشاهان ایران بود در این روز با افراسیاب جنگ كرده، او را شكست داده، تعقیب نموده و از ملك خویش بیرون كرد، ایرانیان این روز را جشن می گیرند، دیگر آنكه چون مدت هشت سال در ایران باران نبارید مردم بسیار تلف گردید و بعضی به ملك دیگر رفتند. عاقبت در همین روز باران شروع به باریدن كرد و بنابراین ایرانیان این روز را جشن كنند.


آفتاب در این ماه در برج عقرب یا كژدم قرار می گیرد.در این ماه از سال به طور معول باران می‌بارد. آبان، در گاه شماری باستانی این ماه آغاز زمستان بزرگ بوده است.


آذر (آتش) :


در اوستا آتر و آثر، در پارسی باستان و پهلوی آتر و در فارسی آذر می گویند. آذر فرشته نگهبان آتش و یكی از بزرگترین ایزدان است.


آریائیان(هندوان و ایزدان) بیش از دیگر اقوام به عنصر آتش اهمیت می دادند. ایزد آذر نزد هندوان، آگنی خوانده شده و در ودا (كتاب كهن و مقدس هندوان) از خدایان بزرگ به شمار رفته است.آفتاب در این ماه در برج قوس یا كماندار قرار می گیرد؛ و سرما به اندازه‌ای است كه باید آتش روشن كرد.


دی (دادار، دانای آفریننده) :


در اوستا داثوش یا دادها به معنی آفریننده ، دادار و آفریدگار است و غالباً صفت اهورامزدا است و آن از مصدر دا به معنی دادن و آفریدن است.


در خود اوستا صفت دثوش(=دی) برای تعیین دهمین ماه استعمال شده است. در میان سی روز ماه، روزهای هشتم و بیست و سوم به دی(آفریدگار، دثوش)موسوم است. برای این كه سه روز موسوم به دی با هم اشتباه نشوند نام هر یك را به نام روز بعد می پیوندند. مثلا روز هشتم را دی به آذر و روز پانزدهم را دی به مهر و ...


دی نام ملكی است كه تدبیر امور و مصالح روز و ماه دی به او تعلق دارد.
در این هنگام از سال كه با انقلاب زمستانه همراه است، كوتاه ترین روزها و بیشترین سرما زندگی مردم و جانوران را آن چنان با خطر روبرو می‌سازد كه تنها خداوند می تواند آن ها را در امان نگه‌ دارد. از سوی دیگر همه ی كارهای كشاورزی و بیشتر كارهای دامداری تعطیل است و بهترین راه برای گذراندن این شب‌های بلند و سرد، نیایش به درگاه خداوند است. در این ماه چهار جشن دیگان در روزهای اورمزد، دی به آذر، دی به مهر و دی به دین برگزار می‌شود.

 نخستین روز این ماه یعنی اورمزد و دی ماه (25 آذر ماه در گاه شمار امروزی) برابر با شب یلدا است. این باور وجود داشته‌ است كه پس از مهرگان، مهر (گرما و نور خورشید) رو به نابودی می رود تا آن كه در اورمزد و دی ماه دوباره متولد می‌شود. واژه آرامی یلدا این نكته را نشان می دهد. در فرهنگ اروپایی پس از جایگزین شدن مسحیت به جای مهرپرستی، این آیین تولد، به نام تولد مسیح برگزار می شده است.


بهمن (منش نیك) :


در اوستا وهومنه ، در پهلوی وهومن، در فارسی وهمن یا بهمن گفته شده كه كلمه ای است مركب از دو جزء: وهو به معنی خوب و نیك و مند از ریشه من به معنی منش است؛ پس یعنی بهمنش، نیك اندیش و نیك نهاد.


نخستین آفریده اهورامزدا است و یكی از بزرگترین ایزدان مزدیسنا. در عالم روحانی مظهر اندیشه نیك و خرد و توانایی خداوند است. انسان را از عقل و تدبیر بهره بخشید تا او را به آفریدگار نزدیك كند.


یكی از وظایف بهمن این است كه به گفتار، نیكی را تعلیم می دهد و از هرزه گویی باز می دارد. خروس كه از مرغكان مقدس به شمار می رود و در سپیده دم با بانگ خویش دیو ظلمت را رانده، مردم را به برخاستن و عبادت و كشت و كار می خواند، ویژه بهمن است.همچنین لباس سفید هم از آن وهمن است.


بنا به نوشته ابوریحان بیرونی، جانوران سودمند به حمایت بهمن سپرده شده اند و كشتار در بهمن روز منع شده است.بهمن اسم گیاهی است كه به ویژه در جشن بهمنجه خورده می شود؛ در طب نیز این گیاه معروف است.


در هات 28 بند 1 از گاتها در نماز آرزو می‌شود كه برای خرسندی جهان همه كارهایمان با اشا و خردمان با منش نیك همگام باشد.


با نگاهی به طبیعت ایران می بینیم كه زایش بسیاری از جانوران سودمند اهلی و وحشی پس از جشن سده (جشن سوختن آتش) روی می‌دهد. جشن سده كه به نظر می رسد جشن آغاز سال نو كشاورزی بوده باشد در روز مهر ایزد این ماه برگزار می‌شود. درگذشته نخستین كار برای آغاز كشاورزی كندن بوته‌های بیابانی و سوزاندن آنها بود. امروزه نیز بسیاری از كارهای كشاورزی و باغبانی پس از سده آغاز می شود.


اسفند (آرامش افزاینده، پارسایی مقدس) :


دراوستا اسپنتا آرمیتی، در پهلوی اسپندر، در فارسی سپندار مذ، سفندارمذ، اسفندارمذ و گاه به تخفیف سپندار و اسفند گفته شده است. اسفند یا سپنتا آرمیتی، آرامشی است كه از عشق و ایمان سرچشمه می گیرد.


در ادبیات اوستایی این جلوه اهورایی به صورت مادینه (مونث) به كار برده شده است. بنابراین در اسطوره‌های ایرانی این امشاسپند نگهبان زن و زمین به شمار می رفته است. در بندهشن آمده كه زن نیك چون زمین نیك سختی‌ها را می گوارد و بر شیرین می دهد. از این روی جشن اسپندگان (29 بهمن ماه امروزی) ویژه ی زنان بوده است. در این روز مردها با دادن هدیه به زنان از ایشان قدردانی می‌كرده‌اند.


ابوریحان بیرونی از این جشن با نام مردگیران یاد كرده می‌آورد كه دختران شوی (شوهر) مورد علاقه خود را در این روز برمی‌گزیده‌اند.


سپندارمذ، موظف است كه همواره زمین را خرم ، آباد، پاك و بارور نگه دارد، هر كه به كشت و كار بپردازد و خاكی را آباد كند، خشنودی اسپندارمذ را فراهم كرده است. آسایش در روی زمین، سپرده به دست اوست و خود زمین نیز نماینده این ایزد بردبار و شكیباست و مخصوصاً مظهر وفا و اطاعت و صلح و سازش است.


بیدمشك گل مخصوص سپندارمذ می باشد.


اینك كه معنی نام‌های ماه را دانستیم باری دیگر به چرخه سال باز می‌گردیم ولی اینبار با دیدی دیگر سال را از زمستان آغاز می‌كنیم. شاید بتوان زمستان را همانند آغاز آفرینش دانست. زمانی كه تنها خداوند بود و خواست كه روزگار جهان با فروغ آسایش و آرامش روشن باشد. پس نخست روشنایی را آفرید. آنگاه با خرد خود آیین راستی (هنجار هستی- اشا) را آفرید و بهترین منش (بهمن) را استوار كرد (هات 31 بند 7 گاتها).

 از آنجا كه در بیشتر موارد بهمن به صورت نرینه (مذكر) بكار برده شده شاید بتوان آنرا همانند پدر دانست. پدری كه از دانش و خرد، منشی نیك دارد. شاید بتوان اسفند را نیز همانند مادر دانست، زیرا از دیدگاه دستور زبان این جلوه خداوندی همواره به صورت مادینه (مونث) بكار برده شده است. مادری كه از دانش، دلدادگی و ایمان به خدا آرامشی افزاینده (اطمینان قلب) دارد.



نوشته شده توسط:غریب اشنا

ویرایش:--

راز موفقیت فروش اینترنتی

یکشنبه 6 اردیبهشت 1388  ساعت: 10:11 ب.ظ

به نظر شما چه عواملی باعث میشه یه فرد معمولی با دیدن یه اگهی در اینترنت بشه خریدار اون كالا؟؟

 



نوشته شده توسط:غریب اشنا

ویرایش:--

سلام

سه شنبه 1 اردیبهشت 1388  ساعت: 10:18 ب.ظ

سلام دوستان به جان خودم به زودی افتتاح میشود

فعلا یه سر به اینجا بزنید سایت فیلم منه  بیكار نشید www.enchanteh.mihanblog.com

 

 



نوشته شده توسط:غریب اشنا

ویرایش:سه شنبه 1 اردیبهشت 138810:23 ب.ظ

به زودی

یکشنبه 30 فروردین 1388  ساعت: 10:47 ب.ظ

به زودی افتتاح میشود


نوشته شده توسط:غریب اشنا

ویرایش:--

آرشیو موضوعی

آرشیو

آخرین پستها

نویسندگان

آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

جستجو


جشنواره  سراسری وبلاگ نویسی تبیان در حال برگزاری است . ثبت نام کنید